حکم باورنکردنی مذهبی، تهران را به پایتخت تغییر جنسیت در جهان مبدل کرده است.
علیرغم اینکه تهران شهری است که زنان آن چادر به سر می کنند و مجازات همجنس گرایی
در آن مرگ است، اما «کارولین منگز» با افراد شجاعی روبرو می شود که در این شهر به
شدت محافظه کار، تغییر جنسیت داده اند.
میلاد کوجوهی نژاد، بنگاه دار که ۳۰ سال
دارد، می گوید: «از آنجایی که هر دو دنیا را تجربه کرده ام، با این مسئله آشنایی
دارم. من به عنوان یک مرد ایرانی در مقایسه با یک زن، آزادی و حق انتخاب بیشتری
دارم.»
او در همین حال کراوات خود را شل می کند و دگمه پیراهن خود را باز می کند
تا سینه پرمویش را نشان دهد. گرفتن این ژست مردانه به اندازه حمل کیف حاوی مدارک، و
بازی با ریش برای او لذت بخش است. او تا سه سال قبل نمی توانست هیچ یک از این کارها
را انجام دهد.
میلاد با خواندن نماز، روزی پنج بار از خدا تشکر
می کند و در همین حال برای آیت الله خمینی نیز نماز می خواند. او می گوید: «اگر آیت
الله خمینی نبود، همه دوجنسیتی ها مجبور می شدند ایران را ترک کنند. او اولین کسی
بود که فتوی داد تغییر جنسیت زن و مرد آزاد است.»
میلاد از گذشته می گوید: «خانواده ام من را از خانه بیرون کردند. به پول احتیاج
داشتم. از شش صبح تا نیمه شب با یک تاکسی کار می کردم. و بقیه روز را در ماشینم می
خوابیدم».
میلاد می گوید، جریان تغییر جنسیت من سال ها طول کشید و هزاران پوند هزینه برداشت،
چیزی حدود دو یا سه برابر ۲۰۰۰ پوندی که یک جراح ایرانی برای تغییر یک مرد به زن می
گیرد.»من برای دریافت کمک مالی، نزد کمیته امداد امام خمینی رفتم که به افرادی مثل
من کمک می کنند. آنها به ما تا سقف ۷۰۰ پوند وام بدون بهره می دهند.»
میلاد در
اینترنت خوانده بود که برای تغییر جنسیت چهار عمل کافی است: پیوند پوست، عصب و
ماهیچه. او ظرف سه سال ۲۳ عمل داشته است و آخرین مرحله آن نیز اواخر سال جاری خواهد
بود. میلاد می گوید: «جراح من، دکتر خطیر، آنقدر ماهرانه عمل کرده است که بزودی هیچ
زنی متوجه هیچ چیزی نمی شود. او پیش کسوت این کار است و قبل از انقلاب نیز عمل کرده
است. من از نظر پزشکی تنها فردی در ایران و یا شاید در دنیا هستم که تا این حد پیش
رفته است. آخرین عمل، سخت ترین عمل من بوده است. دو تا چهار ساعت در طول یک روز روی
تخت جراحی بودم. دوستانم در راهرو گریه می کردند و من فکر می کردم که دارم می میرم،
دعاهای آخر را می خواندم، یک روسری لای دندانهایم گذاشته بودم تا جیغ نزنم و فقط
درمی آوردم تا به دکتر بگویم: ادامه بده. من ترجیح می دهم بمیرم تا اینکه یک زن
باشم.»

میلاد هنوز هم همه پول خود را پس انداز می کند تا از زنانگی ناخواسته خود
رها شود. او مدعی است که هنوز هم مانند گذشته روابط خوبی با زنان دارد: « از سال
۲۰۰۱ یعنی از زمانی که دیگر زن نیستم، شناسنامه، کارت شناسایی و گواهینامه رانندگی
من تغییر کرده است. صدای کلفت، اندام و ریشم همگی به خاطر وجود هورمون ها است و من
همه عمر آنها را به همراه خواهم داشت.» میلاد یک حلقه نامزدی هم در دست دارد تا
«زنان مزاحمش نشوند.» او می گوید: «وقتی که همه عمل هایم تمام شوند و پول کافی
داشته باشم، به فکر ازدواج خواهم بود.»
این مستند شامل:
مصاحبه با دوجنسه های ایرانی
بررسی مشکلات یک دوجنسه برای زندگی در جامعه
ایرانی در این مستند
بررسی زندگی خصوصی زنان و مردان دو جنسه ی ایرانی
ازدواج
دو جنسه ها